تبلیغات
چلچراغ 92

چلچراغ 92
مــن نه شاعرم و نه شعر می گویم پــروانه ام بی قــرار گل
قالب وبلاگ
لینک های مفید
http://uupload.ir/files/kmor_img_20160208_192659.jpg

عسل بانو، هنوزم پیش مایی

اگرچه دست تو، تو دست من نیست

هنوز هم با توأم تا آخرین شعر

نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست

حالا هر جا که هستی باورم کن

بدون با یاد تو تنها ترینم

هنوزم زیر رگبار ترانه، کنار خاطرات تو میشینم

عسل بانو، عسل گیسو، عسل چشم،

منو یاد خودم بنداز دوباره

بذار از ابر سنگین نگاهم

بازم بارون دلتنگی بباره

تو رفتی بی من امّا من دوباره

دارم از تو برای تو می خونم

سکوت لحظه های تلخ رو بشکن

نذار اینجا تک و تنها بمونم

نذار اینجا تک و تنها... بمونم

متن ترانه عسل بانو "سیاوش قمیشی"




[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/hc2t_9697271871ea811eaa3874765ce2ae03.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/9oux_img_20160222_130147.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/1oth_b34e7d29fffbc2686a4c8b38bc46cb98.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/g139_55ce9373c1f6d888fab473c2b28bfec2.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/lg21_25dbec0153583a9ea290e116cfbdc84e.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/ca6a_8b704610c1aaea541af9cf59dfd95fc4.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/wadc_6cf0a08a9002c17dac1ffc203d5065b3.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/3i1t_4.jpg

پرسه در کوی غزل بی تو عجب دلگیر است
دلم از رهگذرانش ، ز غروبش سیر است
امشب این کوچه ز تنهائی من می گوید
دل بیچاره که در وسوسه ات تسخیر است
بین اوزان و قوافی شده ام زندانی
فکرم هر ثانیه با قافیه ها درگیر است
من شبگرد غزل سوخته از خود نالم
که دلم در قفس خاطره ها زنجیر است
من و این کوچه ی بن بست ، تورا کم داریم
ترسم آن لحظه بیائی که جوانت ، پیر است
منم و عکس تو در قاب و نگاهی خسته
چشم من سوی لب بسته ی یک تصویر است
تو ثریای منی آمدنت شیرین است
من نگویم که چرا آمده ای و دیر است
شهریارم که بسی خون جگرها خوردم
چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است





[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/4glt_3.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:44 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/nnk7_2.jpg



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/bkh_1.png



[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/u54_img_20160228_091629.jpg

هرشب اندیشه دیگر کنم و رای دگر

که من از دست تو فردا بروم جای دگر

بامدادان که برون می‌نهم از منزل پای

حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر

هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیست

ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر

زان که هرگز به جمال تو در آیینه وهم

متصور نشود صورت و بالای دگر

وامقی بود که دیوانه عذرایی بود

منم امروز و تویی وامق و عذرای دگر

وقت آنست که صحرا گل و سنبل گیرد

خلق بیرون شده هر قوم به صحرای دگر

بامدادان به تماشای چمن بیرون آی

تا فراغ از تو نماند به تماشای دگر

هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید

گویم این نیز نهم بر سر غم‌های دگر

بازگویم نه که دوران حیات این همه نیست

سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر

"سعدی"





[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/sgsw_img_20150821_163607.jpg

مشکل در مالکیت است نه در خود زندگی.

هرچه بیشتر مالک باشی،

بیشتر در ترس از دست دادن هستی





[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/khs1_axkade10418.jpg

دو نفری که عاشق هم هستن، باید همدیگرو به یه اندازه دوست داشته باشن.
وقتی یکی،اون یکی روبیشتر دوست داره و تند تند در عشقش پیش میره،
مثل وقتیه که دو نفر دارن یه فرش رو لوله میکنن و یکی تند تند میپیچه
و اون یکی عقب میفته.
نتیجه اش یه فرشه که نافرم پیچیده شده. هر از گاهی دوست داشتن همدیگرو
بررسی کنین گاهی لازمه ترمز کنید تا اون بهتون برسه.




[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/qt27_img_20160216_222106.jpg

اﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ 

ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ

 ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﻡ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ

ﻭﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﮐﻨﻢ

ﭼﻮﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ

ﭘﺲ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ

ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ

 ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻧﻮشدن خاطراتمان

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﺭﻭﺯ ﻫﺎﯾﻢ ﮐﺶ ﺁﻣﺪﻩ

ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ

ﺑﺎﺯ ﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺑﺮ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻨﻨﺪ

ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ

ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺭﻧﺪ

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ

ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ

ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩ

ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ...

ﺍﻣﺎ ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻢ

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ

 ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ

 ﻓﻘﻂ  ﻫﯽ ﺁﻩ ﻣﯿﮑﺸﻢ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﻮﺯﻧﺎﮎ

ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﻩ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﮐﻨﻢ

 ﺍﻣﺎ ﺣﯿﻒ ﮐﻪ

ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ

 ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻢ

ﮐﺎﺵ ﻗﻮﻝ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯼ

ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﺷﻮﺩ،

حال و روزش شود این

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﯿﺎﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ

ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ

 ﻧﺘﺮﺱ  ﺍﺻﻼ‌ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ

ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ!

ﻫﻤﯿﻦ

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﻫم

 ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﮕﻮﯾﻢ

ﺗﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺵ

 ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ

ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ

ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ

ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﻓﻘﻂ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ

ﺷﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﯽ

 ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ

 ﻻ‌ﻻ‌ﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﭘﯿﺸﮑﺶ

 ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﮕﻮﯾﻢ ،ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼـــــﺮﺍ

 ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻤﺖ!!؟ 

ﻫﻤﯿﻦ ﺁﻣدﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ

 ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ....





[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]

http://uupload.ir/files/4nrm_2b0fd3490bfc7b89b0c066da4e8f89ba.jpg
 

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد

آواره عشق ما آواره نخواهد شد

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

آن را که منم منصب معزول کجا گردد

آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز

وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن

بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد

ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر

آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

"مولانا"




[ سه شنبه 4 اسفند 1394 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/gzol_img_20151210_171227.jpg


اسفند که عاشق شوی

سال را با بوسه تحویل می کنی

حتی اگر سال نو،

نیمه شب از راه برسد

شاید تلفنت

عاشقانه تر از همیشه زنگ بزند

کسی با یک سلام

قبل از سپیدهء سال بعد

دیوانه ات کند

اسفند که عاشق شوی

تمام دروغ ها را باور می کنی

و دلت غنج می زند.

می دانم که در روزهای آخر سال

دسته کلیدت را گم می کنی

گوشی ات را جا می گذاری

و احساس می کنی که کسی

با لحن عاشقانه من

صدایت می زند.

تو عاشقم بودی

در اسفندی که هرگز

از تقویمت پاک نمی شود.

"نیلوفر لاری پور"





[ سه شنبه 4 اسفند 1394 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/l4pw_c9faa6db6bea06324758e1a7ceaff6be.jpg



[ سه شنبه 4 اسفند 1394 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/4p2z_img_20151115_220538.jpg

چه بوی خوشی می‌دهد این جامه‌ی قدیمی
این پیراهن بنفش
این همه پروانه‌ی قشنگ در قابِ نامه‌ها،
این چند حبه‌ی قند در کنج روسری
قاب عکسی کهنه
بر رَف گِل‌ اندود بی‌آینه،
و جستجوی خط و خبری خاموش
در ورق‌پاره‌های بی‌نشان
که گمان کرده بودم باد آن همه را با خود برده است.
دیدی! دیدی شبی در حرف و حدیث مبهم بی‌فردا گمَت کردم
دیدی در آن دقایق دیر باورِ پر گریه گمت کردم
دیدی آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی!
آخرین روزِ خسته،
همان خداحافظِ آخرین، یادت هست!؟
سکه‌ی کوچکی در کف پیاله با آب گفتگو می‌کرد،
پسین جمعه‌ی مردمان بی‌فردا بود،
و بعد، صحبت سایه بود، سایه و لبخندِ این و آن.
تمام اهالیِ اطراف ما
مشغول فالِ سکه و سهمِ پیاله‌ی خود بودند،
که تو ناگهان چیزی گفتی
گفتی انگار همان بهتر که راز ما
در پچپچ محرمانه‌ی روزگار ... ناپیدا!
گفتی انگار حرف ما بسیار و
وقت ما اندک و
آسمان هم بارانی‌ست ...
راستی هیچ می‌دانی من در غیبت پر سوال تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید؟!
رسید، اما وقتی
که دیگر هیچ کسی در خاموشیِ خانه
خواب بازآمدن مسافرِ خویش را نمی‌دید.
در غیبت پر سوال تو
آشنایان آن همه روزگارِ یگانه حتی
هرگز روشناییِ خاطرات تُرا بیاد نیاوردند.
در غیبت پر سوال تو آن انار خجسته بر بال حوض ما خشکید.
در غیبت پُر سوال تو عقربه‌های شَنگِ بی‌بازگشتِ هیچ ساعتی

به ساعت شش و هفتِ پسینِ پنج‌شنبه نرسید.
حالا که آمدی، آمدی ری‌را!
پس این همه حرفِ نامنتظر از رفتن بی‌مجال چرا؟!
راستی این همان پیراهن بنفش پر از پروانه‌ی آن سالها نیست؟
مگر همین نشانی تو از راه دور دریا نبود،
پس چطور در ازدحام دلهره، ناگهان گمت کردم
پس چطور در حرف و حدیثِ مبهمِ بی‌فردا گمت کردم؟
مگر ما کجای این بادیه‌ی بی‌نشان به دنیا آمده‌ایم ری‌را!

ما هم زیر همین آسمان صبور                           
مردمان را دوست می‌داریم.
حالا بیا به بهانه‌ای
تمام شبِ مغموم گریه را
از آوازِ نور و تبسمِ ستاره روشن کنیم
من به تو از خواب‌های آینه اطمینان داده‌ام ری‌را!

سرانجام یکی از همین روزها
تمام قاصدک‌های خیسِ پژمرده از خوابِ خارزار
به جانب بی‌بندِ آفتاب و آسمان بر می‌گردند.

"سید علی صالحی" / نشانی سوم





[ سه شنبه 4 اسفند 1394 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/5fhm_img_20151216_081713.jpg

من جایِ تمام کسانی که

دلتنگ نمی شوند برایت
من جایِ تمام کسانی که
بی تابِ چشمهایت نیستند
من جایِ تمامِ کسانی که
گفتند دوستت دارم و تو ماندی
و آن ها نماندند
من جایِ تمامِ بوسه های
نیمه راه
آغوش هایِ جا مانده 
جایِ تمامِ - یادم تو را فراموش - ها
من اصلا جای خودِ خدا هم
دلم برایت تنگ شده
بگذار مردم بگویند کفر می گوید
گفتم مردم ؟
اصلا من را چه به مردم
من را همان خدا که چشمانِ تو را آفرید
تا من دیوانه ات شوم
کافیست
همه چیز زیرِ سرِ همین خداست
که تو را بی هیچ دلیلی انقدر
برایِ دلِ من عزیز کرده 
که حتی به وقتِ دلگیری
دلتنگت باشم 
همین خدایی که
می داند تو گذرت هم این حوالی نمی خورد
اما باز کلمات را
مجبور به نوشتن برای تو می کند
من
جای تمام کسانی که کنارت هستند
جای تمام کسانی که تو را می بینند
جای تمام کسانی که در قابِ چشمانت
جا دارند
جای تمام کسانی که تو هرروز از حوالیِ شان
گذر می کنی
دلم برایت تنگ شده

"عادل دانتیسم"





[ سه شنبه 27 بهمن 1394 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/fmrl_img_20151212_190542.jpg

ادوارد: میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟
آنا: چه فرقی میکنه؟ وقتی دوتاشون بدن؟
ادوارد: وقتایی که باهات حرف میزنم و
حواست پیش یکی دیگه اس، این میشه رنج!
آنا: خب درد چیه اونوقت؟
ادوارد:که با این حال باز دوستت دارم!
"رابرت کیوساکی"




[ یکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/uqal_1443677483611.jpg



[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/3hbg_8cfea9aced3aa37d91d5e59f93650efa.jpg



[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/d6qa_1442392604758.jpg



[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/n2k0_1.jpg

  گفتم ای دل، نروی؟
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی

نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی،
بی پر و بی بال شوی؟

نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی؟
فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی،
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری






[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/ti7_axkade49630.jpg

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی

 

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی

 

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...

 

پایان ماجرای دل و عشق روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 

ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

"فاضل نظری" 





[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
http://uupload.ir/files/rvhp_img_20151210_180536.jpg

مستانه مستم می کنی، دل را ز دستم می کنی

گه باده نوشم ای صنم،گه می پرستم می کنی

در سوز و تابم می کنی، هردم خرابم می کنی

گه می نوازی ماه من،گاهی زهستم می کنی

حیران شدم در کار تو،درمانده از رفتار تو

هم می گشایی پای را،هم قفل و بستم می کنی

با من نگویی چیستی، اهل کجا یا کیستی؟

گاهی بلندم می کنی، گاهی تو پستم می کنی

آتش زدی کاشانه را،بردی دل دیوانه را

هم شاد شادم ای صنم،هم غم پرستم می کنی

بگرفته ای جان مرا،کردی به زندانت مرا

می بخشیم عالم به من، گه ورشکستم می کنی

دل را به زاری می بری،اندرخماری می بری

خوبم که آزردی مرا،آنگه تو مستم می کنی!

"نسرین نبئی"





[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
                                                                                                                                                                              
http://uupload.ir/files/x72d_img_20151125_181906.jpg

گاهی حتی سالها حرف زدن کافی نیست!
به یک لبخند،
به یک نگاه رهایشان کرد،
و با اطمینان به دست طبیعت سپردشان.
طبیعتی که در آن هر حضوری سایه ای،
هر صدایی پژواکی،
هر زهری پادزهری،
و هر عملی عکس العملی دارد.
باید گذشت،
رها کرد،
آرام بود و ایمان داشت،
که زندگی در دنیا بی حساب نیست...

 




[ پنجشنبه 1 بهمن 1394 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]

http://uupload.ir/files/ez4h_12.jpg

تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت

رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

 هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

 هرکه ویران کرد ویران شد در این آتش‌سرا

هیزم اول پایه‌ی سوزاندن خود را گذاشت

 اعتبار سربلندی در فروتن بودن است

چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

 موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت

با صدف‌هایی که بین ساحل و دریا گذاشت

"فاضل نظری"

 




[ پنجشنبه 1 بهمن 1394 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ . بانوی اردیبهشت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 20 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


ای کاش می شد آنقدرخوب بود که فرصت خوب بودن را از دیگران گرفت،
و ای کاش می شد که آنقدر از بدیها دور می شدیم که دیگر هیچگاه دست نازیبای بدیها به ما نمی رسید.
چرا که من هنوز باور دارم که می توان بهتر زیست.
در راه متعالی شدن شرط اول قدم آنست که باران باشیم، باران با سخاوتی که هم بر کویر می بارد و هم در دشت سر سبز آری اینگونه می توان بهتر زیست، عاشق تر ماند، شاعرتر شد و در نهایت جاودانه شد…

**********
خوشــــی آن است که تو می خواهی
و خوبــــــی آن است که خدا برای تو می خواهد . . .
زندگیتون پر از خوبی...

**********
به وبلاگ من خوش اومدین

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



Up Page