تبلیغات
چلچراغ - درخت و پرستو
IMG_20160423_083051.jpg

درخت همیشه پرستو رو دوست داشت از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشست, دوستش داشت. هر روزصبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارم اما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به همه میداد درخت هرچی سعی میکرد به پرستو بگه دوستش داره چیزی جلوشو میگرفت شاید خجالت .خودش هم نمیدونست اون چیه فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.
"
فردا حتما بهش میگم"
ولی باز هم فردایی دیگر یک روز از سرما به خود لرزید. ...... بغض گلوشو گرفت ،انگار یخ زده بود ,نه از سرما
پرستو رفته بود..



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : . بانوی اردیبهشت | نظرات